آکادمی مدیریت حرفه ای

دانشنامه مدیریت پروژه

  1. Acceptance Criteria

     معیارھای پذیرش:
    مجموعه شرایط الزامی که پیش از پذیرفتن اقلام قابل تحویل، میبایست تحقق یابد.

  2. Activity

    فعالیت:
    جزء مستقل و برنامه ریزی شده کارھای انجام شونده در طول دوره پروژه.

  3. Analogous Estimating

    برآورد مقایسه ای:
    تکنیکی برای برآورد و تخمین طول زمان یا ھزینه یک فعالیت یا یک پروژه با استفاده از (سوابق) داده ھای حاصل از فعالیت یا پروژه ھای مشابه گذشته.

  4. Apportioned Effort

    کار اختصاص داده شده:
    فعالیتی که برای اجرای خالص و مجزای یک کار مستقل اختصاص دارد و قابل تجزیه به فعالیت یا کار ھای دیگر نباشد. کار اختصاص داده شده، یکی از سه نوع فعالیت مدیریت ارزش کسب شده (EVM) است که برای سنجش کارایی استفاده میشود.

  5. Assumption

    فرض:
    عاملی درست، واقعی یا محقق است که در فرآیند برنامه ریزی بدون دلیل و استدلال درنظرگرفته میشود.

  1. Backward Pass

    بازگشت به عقب:
    یک تکنیک در روش مسیر بحرانی (CPM) برای محاسبه موعد دیرترین شروع یا دیرترین پایان از طریق حرکت به سوی عقب در مدل زمانبندی از انتھای پروژه.

  2. Baseline

    برنامه مبنا:
    نسخه تایید شده حاصل کار که صرفا از طریق رویهھای کنترل تغییرات قابل
    تغییر بوده و بعنوان مبنایی برای مقایسه بکارمیرود.

  3. Bottom-up Estimating

    برآورد پایین به بالا:
    تکنیکی برای برآورد و تخمین طول زمان یا ھزینه یک پروژه با استفاده از  تجمیع تخمین ھای اجزای سطوح پایینتر در ساختار شکست کار (WBS)

  4. Budget at Completion

    بودجه تکمیل کار (BAC) :
    جمع کل بودجه در نظرگرفته شده برای تکمیل کار.

  1. Change Control


    کنترل تغییر:
    فرآیندیست که از طریق آن اصلاح مستندات، تحویل شدنی یا برنامه ھای مبنای مرتبط با پروژه، شناسایی، مستند، تایید یا رد میشود.

  2. Change Control Board


    ھیات/کمیته کنترل تغییر (CCB):
    گروھی رسمی و صاحب اختیار که مسولیت بازنگری، ارزیابی، تایید، تعویق یا رد تغییرات پروژه و ھمچنین بایگانی و ارتباطات مرتبط را دارند.

  3. Change Control System


    سیستم/سامانه کنترل تغییر:
    مجموعهای از رویه ھا که چگونگی راھبری و کنترل اصلاح تحویل شدنیھای پروژه و مستندسازی مرتبط را تشریح میکند.

  4. Change Request


    درخواست تغییر:
    پیشنھاد رسمی اصلاح مستند، تحویل شدنی یا برنامه مبنا.

  5. Code of Accounts


    کد[گزاری] حسابھا:
    سیستم شماره گزاری یکتا مورد استفاده در شناسایی ھریک از  اجزای ساختار شکست کار (WBS)

  6. Communication Management Plan


    برنامه مدیریت ارتباطات:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه، طرح یا پورتفولیو که تشریح میکند اطلاعات، چگونه، چه ھنگام و توسط چه کسی منتشر و راھبری میشود.

  7. Constraint


    محدودیت (قید):
    یک عامل محدودکننده که بر اجرای پروژه، طرح، پورتفولیو یا فرآیند تاثیرگذار است.

  8. Control Account


    شماره کنترل:
    نقطه کنترل مدیریتی که در آن گستره، بودجه، ھزینه واقعی و زمانبندی یکپارچه شده و جھت سنجش عملکرد با ارزش کسب شده مقایسه می شود.

  9. Corrective Action


    عمل اصلاحی:
    فعالیتی ارادی/تعمدی برای تعدیل/اصلاح کارایی کاری از پروژه مطابق برنامه مدیریت پروژه.

  10. Cost Management Plan


    برنامه مدیریت ھزینه:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه، طرح یا پورتفولیو که چگونگی برنامه ریزی، ساختاربندی و کنترل ھزینه را تشریح می کند.

  11. Cost Performance Index


    شاخص عملکرد ھزینه (CPI):
    مقیاسی از کارایی ھزینه ای منابع بودجه ریزی شده که بصورت نسبت ارزش کسب شده به ھزینه واقعی بیان می شود.

  12. Cost Variance


    انحراف ھزینه:
    مقدار کمبود یا اضافه بودجه در یک نقطه زمانی خاص که از کسر هزینه واقعی (AC) از ارزش کسب شده (EV) بدست می آید:  CV = EVAC

  13. Crashing


    خردکردن:
    تکنیکی برای کوتاه کردن طول مدت زمانبندی برای رسیدن به حداقل ھزینه با استفاده از افزودن منابع.

  14. Critical Chain Method


    روش زنجیره بحرانی (CCM):
    روشی برای زمانبندی است که به تیم پروژه اجازه میدھد اندوخته ھا/بافرھایی در مسیر زمانبندی پروژه برای بشمار آوردن منابع محدود و عدم قطعیتھای پروژه قراردھند.

  15. Critical Path


    مسیر بحرانی:
    سلسله فعالیتھای تشکیل دھنده بلندترین مسیر درطول پروژه که نشانگر حداقل مدت ممکن پروژه است.

  16. Critical Path Activity


    فعالیت مسیر بحرانی:
    ھرکدام از فعالیتھای روی مسیر بحرانی زمانبندی پروژه.

  17. Critical Path Method


    روش مسیر بحرانی:
    روشی برای تخمین حداقل طول زمان پروژه و تعیین مقدار انعطافپذیری برنامه در مسیرھای مختلف شبکه منطقی مدل زمانبندی.
  1. Data Date


    موعد گزارش:
    نقطه زمانی که در آن وضعیت پروژه ثبت می گردد.

  2. Decision Tree Analysis


    آنالیز درخت تصمیم:
    تکنیک نموداری و محاسباتی ارزیابی تلویحی یک زنجیره مشتمل بر گزینه ھای چندگانه محتمل.

  3. Decomposition


    تجزیه:
    تکنیکی برای تقسیم کردن گستره و اقلام قابل تحویل پروژه به اجزای کوچکتر یا بخش ھای قابل مدیریت.

  4. Defect Repair


    رفع نقص:
    فعالیتی ارادی/تعمدی برای اصلاح عدم تطابق محصول یا بخشی از محصول.

  5. Deliverable


    تحویل شدنی:
    ھر محصول، نتیجه یا قابلیت قابل تصدیق برای انجام یک خدمت که نیاز است تولید شود تا یک فرآیند، فاز یا پروژهای کامل گردد.

  6. Discrete Effort


    کار مستقل/مجزا:
    فعالیتی که میتوان مستقلا آنرا برنامه ریزی و اندازه گیری کرد و خروجی مشخصی را به بار می آورد. کار مستقل، یکی از سه نوع فعالیت مدیریت ارزش کسب شده است که برای سنجش کارایی استفاده می شود.
  1. Early Finish Date


    موعد زودترین پایان (EF):
    در روش مسیر بحرانی، زودترین زمان ممکنی که بخشھای ناتمامی از زمانبندی میتواند براساس منطق شبکهای زمانبندی، موعد گزارش (Data Date) و قیود برنامه پایان پذیرد.

  2. Early Start Date


    موعد زودترین شروع (ES):
    در روش مسیر بحرانی، زودترین زمان ممکنی که بخش ھای ناتمامی از زمانبندی میتواند براساس منطق شبکه ای زمانبندی، موعد گزارش و قیود برنامه شروع گردد.

  3. Earned Value


    ارزش کسب شده (EV):
    میزان کار انجام گرفته که در شکل مقدار بودجه دراختیار برای کار عنوان میشود.

  4. Earned Value Management


    مدیریت ارزش کسب شده (EVM):
    روشی که گستره، زمانبندی و منابع را برای ارزیابی عملکرد و پیشرفت پروژه ترکیب میکند.

  5. Effort


    تلاش:
    تعداد واحدھای کاری که برای تکمیل یک فعالیت زمانبندی شده یا اجزای ساختار شکست کار مورد نیاز است و معمولا بصورت ساعت، روز یا ھفته بیان میشود.

  6. Enterprise Environmental Factors


    عوامل محیطی سازمان:
    شرایطی نه لزوما تحت کنترل تیم که تاثیرگذار، محدودکننده یا جھت دھنده به پروژه، طرح یا پورتفولیو است.

  7. Estimate at Completion


    برآورد/تخمین [در زمان] تکمیل (EAC):
    ھزینه کل قابل انتظار برای تکمیل ھمه کارھا که بصورت جمعی از ھزینه واقعی تاکنون و برآورد ھزینه تکمیل بیان میشود.

  8. Estimate to Complete


    برآورد/تخمین [تا زمان] تکمیل (ETC):
    ھزینه قابل انتظار برای تکمیل ھمه کارھای باقیمانده پروژه.
  1. Fast Tracking


    فشرده سازی:
    تکنیک فشرده سازی زمانبندی بدینصورت که فعالیتھا یا فازھا، که بطور موازیو در تسلسل معمول انجام میشوند، با حداقل زمان ممکن اجرا شوند.

  2. Finish-to-Finish


    [ارتباط] پایان به پایان (FF):
    ارتباط منطقی مابین فعالیتھا بطوریکه یک فعالیت پسین/متاخر نتواند پایان یابد پیشاز آنکه فعالیت پیشین/پیشنیاز پایان یافته باشد.

  3. Finish to Finish


    [ارتباط] پایان به پایان (FF):
    ارتباط منطقی مابین فعالیتھا بطوریکه یک فعالیت پسین/متاخر نتواند شروع شود پیشاز آنکه فعالیت پیشین/پیشنیاز پایان یافته باشد.

  4. Forward Pass


    گذر روبه جلو:
    یک تکنیک در روش مسیر بحرانی برای محاسبه موعد زودترین شروع یا زودترین پایان از طریق حرکت به سوی جلو در مدل زمانبندی از ابتدای پروژه یا ھرلحظه ای در زمان.

  5. Free Float


    شناوری آزاد:
    مقدار زمانی که یک فعالیت میتواند تاخیر داشته باشد، بی آنکه موعد زودترین شروع ھیچ فعالیت پسینی تاخیر نخورد یا قیود زمانبندی خدشه دار نشود.
  1. Gantt chart


    نمودار گانت:
    نمودار میله ای اطلاعات زمانبندی که لیست فعالیتھا در محور عمودی قرار دارد، تاریخ/تقویم در محور افقی و طول مدت فعالیتھا بصورت میله افقی براساس [فاصله] آغاز تا پایان ھرفعالیت نشان داده شده است.

  1. Human Resource Plan


    برنامه منابع انسانی:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح که چگونگی ساختاردھی و آدرسدھی نقشھا و مسوولیتھا، ارتباطات گزارشدھی و مدیریت کارکنان را تشریح میکند.
  1. Lag


    تأخر/پسافتادگی/دیرش:
    مقدار زمانی که باتوجه به فعالیت پیشین، نیاز است تا یک فعالیت پسین/متاخر به تاخیر بیفتد.

  2. Late Finish Date


    موعد دیرترین پایان (LF):
    در روش مسیر بحرانی، دیرترین زمان ممکنی که بخش ھای ناتمامی از زمانبندی میتواند براساس منطق شبکه ای زمانبندی، موعد تکمیل پروژه و قیود زمانبندی پایان پذیرد.

  3. Late Start Date


    موعد دیرترین شروع (LS):
    در روش مسیر بحرانی، زودترین زمان ممکنی که بخش ھای ناتمامی از زمانبندی میتواند براساس منطق شبکه ای زمانبندی، موعد تکمیل پروژه و قیود برنامه شروع گردد. ارتباط منطقی مابین فعالیتھا بطوریکه یک فعالیت پسین/متاخر نتواند شروع شود پیش از آنکه فعالیت پیشین/پیش نیاز پایان یافته باشد.

  4. Lead


    تقدم/پیشافتادگی:
    مقدار زمانی که باتوجه به فعالیت پیشین یک فعالیت پسین/متاخر می تواند تسریع گردد.

  5. Lessons Learned


    درس آموخته ھا:
    درس آموخته ھا : دانشی که در حین پروژه بدست میآید که نشانگر آنست که اتفاقات پروژه چگونه راھبری شده یا در آینده باید شود به ھدف افزایش کارایی آینده.

  6. Level of Effort


    سطح کار (LOE):
    فعالیت است که مستقیما به محصول نھایی ختم نمیشود و با بازه ای از زمان سنجیده می شود.

  7. Logical Relationship


    ارتباط منطقی:
    وابستگی مابین دو فعالیت یا مابین یک فعالیت و یک موعد مھم (Milestone)
  1. Milestone


    موعد مھم/مایلستون:
    نقطه یا رویداد مھمی در پروژه، طرح یا پورتفولیو.

  2. Most Likely Duration


    محتمل ترین مدت:
    برآوردی از محتمل ترین طول مدت فعالیت که تمامی متغیرھای شناخته شده موثر در عملکرد را درنظر داشته باشد.
  1. Opportunity


    فرصت:
    ریسکی که اثری مثبت بر یک یا بیشتر از اھداف پروژه دارد.

  2. Optimistic Duration


    مدت خوشبینانه:
    برآوردی از کوتاهترین طول مدت فعالیت با درنظرگیری تمامی متغیرھای موثر در عملکرد.

  3. Organizational Breakdown Structure


    ساختار شکست سازمانی (OBS):
    بیان سلسله مراتبی سازمان پروژه، که روابط میان فعالیتھای پروژه و واحدھای سازمانی انجام دھنده آن فعالیتھا را نشان میدھد.

  4. Organizational Process Assets


    سرمایه ھای فرآیندی سازمانی (OPA):
    نامه ھا، فرآیندھا، سیاستھا، رویه ھا و قواعد دانشی معین شده یا مورد استفاده بوسیله سازمان مجری.

  5. Organizational Project Management Maturity


    بلوغ مدیریت پروژه سازمانی:
    سطحی از توانمندی سازمانی در ارایه خروجی ھای مطلوب استراتژیک در یک وضع قابل پیش بینی، قابل کنترل و قابل اعتماد.
  1. Parametric Estimating

    تخمین پارامتری:
    تکنیکی برای برآورد که با استفاده از الگوریتمی ھزینه یا مدت زمان بر پایه داده ھای گذشته و پارامترھای پروژه محاسبه میگردد.

  2. Path Convergence

    ھمگرایی مسیر:
    عنوان ارتباطی است که در آن یک فعالیت زمانبندی بیش از یک پیش نیاز دارد.

  3. Path Divergence

    واگرایی مسیر:
    عنوان ارتباطی است که در آن یک فعالیت زمانبندی بیش از یک فعالیت متاخر دارد.

  4. Percent Complete

    درصد تکمیل:
    تخمین درصدی از مقدار کار انجام شده یک فعالیت یا جزیی از ساختار شکست کار.

  5. Performing Organization

    سازمان مجری:
    به بنگاھی اطلاق میگردد که کارکنانش بیشترین درگیری مستقیم در کار پروژه یا طرح دارند.

  6. Pessimistic Duration

    مدت بدبینانه:
    برآوردی از بلندترین طول مدت فعالیت، بادرنظرگیری تمامی متغیرھای موثر در عملکرد.

  7. Phase Gate

    دروازه فاز:
    بازنگری در پایان یک فاز برای تصمیمگیری در رفتن به فاز بعدی، ادامه دان به ھمراه تغییرات/اصلاحات یا خاتمه دادن پروژه یا طرح.

  8. Planned Value

    ارزش برنامه ای (PV):
    بودجه تحت اختیار که به کارھای برنامه ریزی شده اختصاص یافته

  9. Portfolio

    پورتفولیو/سبد پروژه:
    پروژه ھا، طرحھا، زیر سبدھا و عملیاتی که برای رسیدن به اھداف استراتژیک بصورت یک گروه مدیریت می شود.

  10. Portfolio Balancing

    موازنه سبد پروژه:
    فرایند بھینه سازی ترکیبی از اجزای سبد پروژه برای رسیدن به اھداف استراتژیک بیشتری از سازمان.

  11. Portfolio Management

    مدیریت سبد پروژه:
    مدیریت متمرکز یک یا بیشتر سبد پروژه برای دستیابی به اھداف است.

  12. Precedence Diagramming Method

    روش دیاگرام پیش نیازی (PDM):
    تکنیکی مورد استفاده در ساختن برنامه زمانبندی که در آن گره ھا نشانگر فعالیتھا بوده که توالی آنھا ھمانطور که در اجرای کارھا وجود دارد ازطریق یک یا چند پیوند بصورت گرافیکی بھم ارتباط داده شده اند.

  13. Predecessor Activity

    فعالیت پیش نیاز:
    فعالیتی در برنامه زمانبندی که منطقا پیش از یک فعالیت وابسته  می آید.

     

  14. Preventive Action

    اقدام پیشگیرانه:
    فعالیتی ارادی که اطمینان از تطابق کارایی آینده کاری از پروژه با برنامه مدیریت پروژه را تضمین کند.

  15. Probability and Impact Matrix

    ماتریس اثر و احتمال:
    شبکه ای حاصل از نگاشت احتمال وقوع ھر ریسک و اثر آن بر اھداف پروژه درصورت وقوع.

  16. Procurement Management Plan

    برنامه مدیریت تدارکات:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح که چگونگی تحصیل کالا و خدمات را توسط تیم پروژه از خارج از سازمان مجری پروژه تشریح میکند.

  17. Product Life Cycle

    چرخه عمر محصول:
    مجموعه مراحلی که نشانگر تکامل یک محصول از زمان ایده و مفھوم اولیه تا تحویل، رشد، توسعه, بلوغ و نھایتا مرگ آن است.

  18. Program

    طرح:
    گروھی از پروژهھا، زیر پروژهھا و کارھای طرح مرتبط/وابسته بھم که برای رسیدن به منافعی مستقل از نتیجه ھرکدام، بطور ھماھنگ مدیریت میشود.

  19. Program Management

    مدیریت طرح:
    بکارگیری دانش، مھارتھا، ابزارھا و تکنیکھا در یک طرح برای رسیدن به الزامات طرح و دستیابی به منافع و نظارت آنچه به تنھایی ازطریق مدیریت مستقل پروژه ھا در دسترس نیست.

  20. Program Management Office

    دفتر مدیریت طرح:
    یکساختار مدیریتی که فرایندھای اداره و نظارت مرتبط با طرح را استاندارد کرده و به اشتراک گذاری منابع، روشھا/متدولوژیھا، تکنیکھا و ابزارھا را امکانپذیر می سازد.

  21. Progressive Elaboration

    وضوح تدریجی:
    فرآیند مکرر افزایش سطح تفصیلی برنامه مدیریت پروژه حاصل از فراھم شدن اطلاعات بیشتر و برآوردھای دقیقتر.

  22. Project

    پروژه:
    تلاش موقتی برای ساختن یک محصول، خدمت یا نتیجه یکتا.

  23. Project Calendar

    تقویم پروژه:
    تقویمی که روزھا و نوبتھای کاری در دسترس فعالیتھای برنامه زمانبندی را مشخص میکند.

  24. Project Charter

    منشور پروژه:
    مستندسیت که توسط آغازگر یا پشتیبان پروژه صادرشده و بطور رسمی وجود پروژه را اعلام میکند و نیز اختیار بکارگیری منابع سازمانی در فعالیتھای پروژه را به مدیر پروژه منتخب تفویض میکند.

  25. Project Life Cycle

    چرخه عمر پروژه:
    مجموعه فازھای یک پروژه از آغاز تا خاتمه.

  26. Project Management

    مدیریت پروژه:
    بکارگیری دانش، مھارتھا، ابزارھا و تکنیکھا در فعالیتھای پروژه برای دستیابی به الزامات پروژه.

  27. Project Management Office

    دفتر مدیریت پروژه (PMO):
    ک ساختار مدیریتی که فرایندھای اداره و نظارت مرتبط با پروژه را استاندارد کرده و به اشتراک گذاری منابع، روشھا/متدولوژی ھا، تکنیک ھا و ابزارھا را امکان پذیر میسازد.

  28. Project Management Plan

     برنامه مدیریت پروژه (PMP):
    مستندیست که چگونگی اجرا، نظارت و کنترل پروژه را تشریح میکند.

  29. Project Manager

    مدیر پروژه:
    شخصی که توسط سازمان مجری پروژه برای رھبری تیم پروژه و پاسخگو در دستیابی به اھداف پروژه گماشته میشود.

  30. Project Phase

    فاز پروژه:
    مجموعهای فعالیتھای پروژه که بطور منطقی باھم مرتبط بوده و نھایتا منجر به تکمیل یک یا چند نتیجه تحویل دادنی می گردد.

  31. Project Schedule

    برنامه زمانبندی پروژه:
    یک خروجی از مدل برنامه ریزی که فعالیتھا را در پیوند با تاریخھا، طول مدت، مایلستونھا و منابع برنامه ای نشان می دھد.

  32. Project Schedule Network Diagram

    نمودار شبکه ای زمانبندی پروژه:
    نمایش گرافیکی ارتباطات منطقی فعالیتھای برنامه زمانبندی پروژه

  33. Project Scope

    محدوده پروژه:
    کار مقرر برای تحویل یک محصول، خدمت یا نتیجه در یک شکل و وظیفه مشخص شده.

  34. Project Scope Statement

    بیانیه محدوده پروژه:
    شرحی شامل بیانی از محدوده پروژه، تحویل دادنی ھای اصلی، مفروضات و محدودیتھا.

  1. Quality Management Plan


    برنامه مدیریت کیفیت:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح که چگونگی استقرار سیاستھای کیفی سازمان را تشریح میکند.

  1. Requirement

    نیازمندی/الزام:
    شرط یا قابلیتی که نیاز است در محصول، خدمت یا نتیجه برای ایفاد قرارداد یا ھر مشخصات رسمی تکلیف شده، ارایه گردد.

  2. Requirements Management Plan

    برنامه مدیریت الزامات:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح که چگونگی تحلیل، مستندسازی و مدیریت الزامات را تشریح میکند.

  3. Requirements Traceability Matrix

    ماتریس ردیابی الزامات:
    ماتریسی که الزامات محصول را به شکل پیوندی میان منشاء آنھا به تحویل دادنی ھایشان نشان میدھد.

  4. Resource Breakdown Structure

    ساختار شکست منابع (RBS):
    ساختار سلسله مراتبی که نوع و گروه منابع را نشان می دهد.

  5. Resource Calendar

    تقویم منابع:
    تقویمی نشانگر روزھا و نوبتھای کاری که ھر منبع معین در دسترس است.

  6. Resource Leveling

    سطح بندی منابع:
    تکنیکی که در آن تاریخھای شروع و پایان براساس محدودیتھای منابع و به ھدف توازن میان تقاضا و در دسترس بودن منابع تنظیم می گردد.

  7. Responsibility Assignment Matrix

    ماتریس تخصیص مسوولیت (RAM):
    شبکهای که منابع تخصیص یافته پروژه به ھر بسته کاری را نشان می دھد.

  8. Risk

    ریسک:
    واقعه یا شرایط محتملی که اگر رخ دھد اثری مثبت یا منفی بر یک یا چند ھدف پروژه خواھد داشت.

  9. Risk Acceptance

    پذیرش ریسک:
    یک استراتژی پاسخ ریسک که به موجب آن تیم پروژه تصمیم بر تایید ریسک گرفته و ھیچ اقدامی مگر وقوع ریسک را درپیش نمی گیرد.

  10. Risk Avoidance

    اجتناب از ریسک:
    یک استراتژی پاسخ ریسک که به موجب آن تیم پروژه سعی در محو کردن ریسک یا حفاظت پروژه از اثرات آن می کند.

  11. Risk Breakdown Structure

    ساختار شکست ریسک (RBS):
    سلسله مراتبی نمایشگر ریسکھا مطابق گروه بندی آنھا.

  12. Risk Category

    گروه ریسک:
    گروھی از علل بالقوه ریسک ھا.

  13. Risk Management Plan

    برنامه مدیریت ریسک:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه، طرح یا سبد پروژه که چگونگی ساختاربندی و انجام کارھای مدیریت ریسک را تشریح می کند.

  14. Risk Mitigation

    کاھش ریسک:
    یک استراتژی پاسخ ریسک که به موجب آن تیم پروژه سعی در کاستن احتمال یا اثر یک ریسک دارد.

  15. Risk Register

    دفتر ثبت ریسک:
    مستندی که نتایج تحلیل ریسکھا و برنامه ریزی پاسخھا در آن ثبت میگردد.

  16. Risk Transference

    انتقال ریسک:
    یک استراتژی پاسخ ریسک که به موجب آن تیم پروژه اثر مخاطره را به ھمراه مالکیت پاسخ، به شخص ثالت منتقل میکند.

  17. Rolling Wave Planning

    برنامه ریزی موج غلطان:
    تکنیک برنامه ریزی تکرارشونده که در آن کارھایی که به زودی انجام خواھندشد به تفصیل برنامه ریزی شوند درحالیکه کارھای دورتر در سطحی کلانتر برنامه ریزی میشوند.

     

  1. [accordion title='

    Schedule Baseline

    ']

    زمانبندی مبنا:
    نسخه مورد پذیرشی از مدل زمانبندی که تنھا از طریق رویه رسمی کنترل تغییرات امکان تغییر دراد و بعنوان مبنایی برای مقایسه نتایج واقعی بکار میرود.

  2. Schedule Compression

    فشرده سازی زمانبندی:
    تکنیکی برای کوتاه کردن طول مدت زمانبندی بدون کاستن از گستره پروژه.

  3. Schedule Management Plan

    برنامه مدیریت زمانبندی:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح که کارھای ایجاد و توسعه، نظارت و کنترل پروژه یا طرح را بنیان می نھد.

  4. Schedule Model

    مدل زمانبندی:
    بیانی از برنامه اجرایی کارھای پروژه، شامل مدت زمانھا، وابستگی ھا و دیگر اطلاعات برنامهریزی، مورد استفاده در ایجاد زمانبندی پروژه ھمراه با دیگر مصنوعات زمانبندی.

  5. Schedule Model Analysis

    تحلیل مدل زمانبندی:
    فرآیند بررسی و تحلیل خروجی مدل زمانبندی به ھدف بھینه سازی برنامه زمانبندی.

  6. Schedule Performance Index

    شاخص عملکرد زمانبندی (SPI):
    مقیاسی از کارایی زمانبندی که بصورت نسبت ارزش کسب شده (EV) به ارزش برنامه ای (PV) بیان می شود.

  7. Schedule Variance

    انحراف زمانبندی (SV) :
    مقیاسی از کارایی زمانبندی که بصورت اختلاف ارزش کسب شده (EV) به ارزش برنامه ای (PV) بیان می شود.

  8. Scope Baseline

    برنامه مبنای محدوده:
    نسخه مورد پذیرشی شامل بیانیه گستره، ساختار شکست کار و لغتنامه ساختار شکست کار که تنھا از طریق رویه رسمی کنترل تغییرات امکان تغییر دارد و بعنوان مبنایی برای مقایسه بکار می رود.

  9. Scope Creep

    خزش محدوده:
    افزایش مھارنشده گستره محصول یا پروژه بدون سازگاری و تعدی زمان، ھزینه و منابع.

  10. Project Management Office

    دفتر مدیریت پروژه (PMO):
    ک ساختار مدیریتی که فرایندھای اداره و نظارت مرتبط با پروژه را استاندارد کرده و به اشتراک گذاری منابع، روشھا/متدولوژی ھا، تکنیک ھا و ابزارھا را امکان پذیر میسازد.

  11. Scope Management Plan

     برنامه مدیریت محدوده:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح که چگونگی تعیین، توسعه، نظارت و کنترل و تصدیق گستره را تشریح می کند.

  12. S-Curve Analysis

    تحلیل نمودار S :
    تکنیکی در مدیریت ارزش کسبشده مورد استفاده در نمایش دادن روند عملکرد با استفاده از نموداری که ھزینه تجمعی را در طول یک دوره زمانی معین نشان می دھد.

  13. Secondary Risk

    ریسک ثانویه:
    ریسک برخاسته از نتیجه مستقیم اجرای پاسخ ریسک دیگر.

  14. Sponsor

    حامی/پشتیبان:
    شخص یا گروھی که منابع و کمک را برای پروژه، طرح یا سبد پروژه ھا تامین کرده و در قبال موفقیت آن پاسخگو است.

  15. Staffing Management Plan

    برنامه مدیریت کارکنان:
    یکی از اجزای برنامه مدیریت منابع انسانی که زمان و چگونگی بکارگیری اعضای تیم و مدت زمان نیاز به آنھا را تشریح میکند.

  16. Stakeholder

    ذینفع:
    شخص، گروه یا سازمانی که ممکن است یا اینگونه احساس کند که بر تصمیم، فعالیت و یا یک خروجی پروژه، طرح یا سبد پروژه تاثیرگذار یا تاثیرپذیر باشد.

  17. Start-to-Finish

    [ارتباط] شروع به پایان (SF):
    ارتباط منطقی مابین فعالیتھا بطوریکه یک فعالیت پسین/متاخر نتواند پایان یابد پیش از آنکه فعالیت پیشین/پیشنیاز آغاز شده باشد.

     

  18. Start-to-Start

    [ارتباط] شروع به شروع (SS):
    ارتباط منطقی مابین فعالیتھا بطوریکه یک فعالیت  پسین/متاخر نتواند شروع شود پیش از آنکه فعالیت پیشین/پیش نیاز شروع شده باشد.

     

  19. Successor Activity

    فعالیت پسین/متاخر:
    : فعالیتی وابسته در زمانبندی که منطقا پس از یک فعالیت دیگر می آید.

     

  20. Summary Activity

    فعالیت خلاصه:
    گروھی از فعالیتھای مرتبط در زمانبندی که تجمیع شده و بصورت یک کار واحد نمایش داده می شود.

  1. Threat

    تھدید:
    ریسکی که اثری منفی بر یک یا بیشتر اھداف پروژه دارد.

  2. Three-Point Estimate

    برآورد سه نقطه ای:
    تکنیکی مورد استفاده در برآورد ھزینه یا زمان براساس میانگینی از برآوردھای خوش بینانه، بدبینانه و محتمل، زمانی که در برآورد یک فعالیت خاص عدم اطمینان وجود دارد.

  3. To-Complete Performance Index

    شاخص عملکرد تا تکمیل (TCPI):
    مقیاسی از عملکرد ھزینهای مورد نیاز برای دستیابی به یک ھدف مدیریتی معین باتوجه به منابع باقیمانده؛ که بصورت نسبت ھزینه تکمیل به بودجه باقیمانده بیان می شود.

  4. Total Float

    شناوری کل (TF):
    مقدار زمانی که یک فعالیت برنامه میتواند از زمان زودترین شروع تاخیر یا تمدید داشته باشد بی آنکه تاریخ پایان پروژه را به تاخیر بیندازد یا از حدود پروژه تخطی کند.

  5. Trigger Condition

    شرط محرک:
    واقعه یا وضعیتی که نشانده قریب الوقوع بودن یک ریسک است.

     

  1. Variance Analysis

    تحلیل انحراف:
    تکنیکی برای کشف دلیل و درجه اختلاف مابین برنامه مبنا و عملکرد واقعی.

  2. Variance at Completion

    انحراف در انتھا/تکمیل:
    پیش بینی مقدار مازاد یا کمبود بودجه؛ حاصل از تفریق مابین بودجه تکمیل (BAC) و برآورد تکمیل (EAC)

     

  1. WBS Dictionary

    واژه نامه ساختار شکست کار:
    مستندیست که جزئیات اقلام تحویل دادنی، فعالیتھا و اطلاعات برنامه زمانبندی ھرکدام از اجزای ساختار شکست کار را فراھم می کند.

  2. What-If Scenario Analysis

    تحلیل سناریوی چه-اگر:
    فرآیند ارزیابی سناریوھا با ھدف پیش بینی اثر آنھا بر اھداف پروژه.

     

  3. Work Breakdown Structure

    ساختار شکست کار (WBS):
    شکست سلسله مراتبی کل گستره کاری که نیاز است تیم پروژه برای تکمیل اھداف پروژه و آفریدن اقلام قابل تحویل به انجام برساند.

     

  4. Work Package

    بسته کاری (WP):
    کار مشخص شده در پایین ترین سطح ساختار شکست کار بطوریکه ھزینه و مدت زمان آن قابل تخمین و مدیریت باشد.

     

  5. Workaround

    کارساز:
    پاسخ به تھدیدی که رخ داده درحالیکه پاسخ اولیهای برای آن برنامه ریزی نشده یا اینکه پاسخ موثر نبوده است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گروه آکادمی مدیریت حرفه ای می باشد. 1397-1394